وضعیت جاده شهید صالحی صدای اعتراض امام جمعه بابل را هم بلند کرد

روحاني: تا کی می خواهید به مردم دروغ بگویید؟


دریانیوز : همه ساله ميليونها ايراني از طبيعت و دريا و جنگل و ... استان مازندران لذت مي برند اما نگاه مسئولان كشوري به اين استان همچنان محلي است . آنها حتي مازندران را به عنوان يك كلانشهر نيز قبول ندارند و به همين دليل در اختصاص اعتبارات نيز نگاه ملي به اين استان حاكم نيست و اين موضوع تنها به اين دولت مرتبط نيست . اين موضوع دغدغه مسئولين و مردم اين استان سرسبز شده كه دريانيوز نيز بارها به آن پرداخته و يكي از موضوعات مطرح شده كه مورد توجه واقع شده با تيتر " مازندران پذيراي مسافران نوروزي نيست" بود. اينك اين موضوع از زبان امام جمعه شهرستان بابل و البته با انتقاد از مسئولان مطرح شده است:
 
به گزارش دریانیوز به نقل از ستاد نماز جمعه بابل    ، حجت الاسلام و المسلمین مجتبی روحانی امام جمعه بابل به رتبه نخست گردشگر پذیر بودن مازندران در ایام عید نوروز اشاره کرد و گفت:  طبق آمار مازندران بیشترین گردشگر را در سطح کشور پذیرا شد.

ولی این نکته شایسته است و به موازات این مساله اشاره کنم آیا زیر ساخت های استان برای پذیرایی از این مسافران مناسبت است؟ این مساله منحصر به امسال نیست. تقریبا سال های قبل هم به همین کیفیت بود. سرسبزی و موقعیت جغرافیایی که مازندران از آن برخوردار است زمینه حضور مردم را فراهم می کند که به عنوان گردشگر وارد این استان بشوند و در این استان بمانند و از مواهب این استان بهره ببرند. متاسفیم که ساختارها و زمینه هایی را که در مورد پذیرش این تعداد از مسافر در سطح مازندران باشد در این استان وجود ندارد. متاسفانه به علت عدم وجود زیر ساخت های کافی از جمله راههای مناسب گردشگران در این استان و مردم بومی دچار مشکلات بسیاری شدند.

تبعات این مساله دامنگیر شده بود. متاسفانه زیر ساخت ها هنوز هم فراهم نشده است. من نگرانی این مساله را در این شهرستان متذکر بشوم. سی سال است که تقریبا راههای دسترسی در این شهرستان به همان کیفیت گذشته است و تغییر چندانی ایجاد نشده است . سی سال است که جاده های این شهرستان تقریبا به همان حالت وجود دارد. جاده هایی از همین شهر بابل به بندپی شرقی متصل است از سی سال قبل به همین حالت باقی مانده است.

چند مدت قبل به حسب سرکشی به یکی از روستاها که رفته بودم هنوز هم مشاهده کردم که جاده شهید صالحی تغییر چندانی نکرده است. جاده های شهرستان بابل از جمله جاده شهید صالحی قتلگاهی برای این شهرستان شده است. جاده شهید صالحی که چند شهر و روستای بزرگ را به بابل متصل می کند امروز قتلگاه شده است. من نگاه می کنم بعضی از شهرهایی که کمتر از جاده های شهرستان بابل تردد صورت می پذیرد، دوبانده و سه بانده شده اند و آنقدر عبور و مرور در آن صورت نمی پذیرد .

سی سال است جاده های ارتباطی شهرستان تغییر چندانی صورت نگرفته است . به غیر از اینکه برخی معابر و گوشه و کنار برخی جاده های شهرستان به بهانه تعریض مختصر، کنده شده جاده ها فاقد شانه خاکی هستند و عملا به صورت قتلگاه در آمده است. انصافا جای تاثر و تاسف است. چقدر مردم وعده ها را گوش کنند؟ چقدر برخی از نمایندگان وعده دادند اما وقتی رای شان را از مردم گرفتند به کار خود مشغول شدند و وعده ها را فراموش کردند.

وعده های آنان ثمری برای مردم به بار نیاورد. تا کی می خواهید به مردم دروغ بگویید؟ تا کی می خواهید با مردم اینگونه رفتار کنید؟ بسیاری از مردم می پرسند که ما از این اعتبارات راه بهره نداریم؟ تا کی باید شاهد باشید که جاده های بابل قتلگاه مردم بیچاره و مظلوم شهرستان شود؟

بارها و بارها به مسئولین استانی تذکر داده ام.  بعضی از شهرستان های هم جوار ما هم وضع بهتر ندارند. آنها هم با گرفتاری مواجه هستند. تبعیض تا چه اندازه؟ من می بینم که بزرگراههای گسترده ای با هزینه های بسیار سنگین در گوشه و کنار این کشور افتتاح می شود بعضی از جاده ها دو طبقه و سه طبقه شده اند.اما متاسفانه این استان در بدترین وضعیت مانده است. چه کسی باید پاسخگوی نگرانی مردم باشد؟ چقدر باید مردم خسارت بدهند؟ تقاضا داریم  حالا که مردم کشور ما به لحاظ مواهب این استان برای سفر به مازندران رغبت نشان می دهند اقدامی جدی برای تعریض و ساماندهی جاده های ارتباطی استان برداشته شود. از رئیس جمهور محترم و استاندار تقاضا داریم تلاش مضاعف در همه شهرهای این استان و این شهرستان هم در زمینه زیر ساخت ها صورت بگیرد. ما متاسفانه با تقایص فراوانی به خصوص در زمینه جاده مواجه ایم . مازندران با عقب ماندگی مضاعفی در زمینه زیر ساخت های جاده ای مواجه است. این عقب ماندگی را چه کسی باید جواب دهد.؟ چه کسی باید مرحمی بر درد مردم بگذارد تا مردم شاهد برکات نظام اسلامی باشند.

کمربندی بابل با وجود اینکه چند سالی است زمینه های  احداث آن فراهم شده چند مدتی است رها شده است. خبرهای نگران کننده ای در این زمینه می شنویم. شایسته است استدعا داریم نسبت به مناطق عقب مانده و محروم توجه بیشتری صورت بگیرد.

کلارو

منظومه مازندرانی کِلارو (همرا با اشعار امیری) کتابی است به نویسندگی حسین بابانژاد افغان که با زبان شعر و در وصف حال رودخانه کلارو بندپی که در ضمن آن با مرور آداب و رسوم در دوران قدیم که اکنون روبه فراموشی رفته است سعی نموده تا تلنگری باشد برای حفظ آیین و فرهنگ اصیل مازندرانی. این کتاب مشتمل بر 92 صفحه و شامل شعر محلی به همراه ترجمه فارسی آن و همچنین اشعار دو بیتی در قالب شعر امیری و واژگان.

در این جا با اشاره به قسمتهایی کوتاه از کتاب به علاقمندان پیشنهاد می گردد تا با تهیه کتاب به مطالعه کامل آن و کمک به حفظ فرهنگ قدیمی اقدام نمایند.

 

 

کلارو رودخانه ای دائمی است که از ارتفاعات جنگلی جنوب منطقه بندپی سرچشمه می گیرد که شعب اصلی اش دو رود بزرگ به نامهای "کلارو" و "تررو" می باشد.

سرچشمه رود تررو منطقه جنگلی اوزم می باشد که در مسیرش شعبه های بزرگ و کوچک که از نواحی مرتفع اطراف به دره های وابسته می ریزند با این رود آمیخته شده و به سمت شمال سرازیر می شوند.

-رود کلارو:  از دو شاخه مهم تشکیل می گردد که سرچشمه شاخه اول زیر جنگل  "شیش میربند" به نام –دزاو- و شاخه دوم که خود به دو شاخه اصلی، یکی از مرتع جنگلی پک کار و و دیگری از قسمتهای فوقانی مرتع جنگلی "خشنو" سرچشمه می گیرد. که در مسیرشان آبهای جاری دره های بزرگ و کوچک به این دو رود اضافه می شوند.

تا جای که این دو رود "کلارو، تررو" در منطقه (هردرو) زیر مرتع "رزین" اول زمینهای زراعی کشان بالای دیوا به هم ملحق می شوند که از این منطقه نام رودخانه "کلارو" را به خود می گیرند.

کلارو از روستای دیوا شروع می شود زمینهای روستاییان را سیراب می کند تا روستای بائیکلا، که به حق کشاورزان منطقه سخت به شیره جانش وابسته اند. و بعد از پیمودن مسیر طولانی و پرپیج و خم سرانجام همگام با رود بابل (بابلرود) چون جرعه شیرینی در کام دریای مازندران می آرامد.

کلارو:

تِه دورِ وَر همه دشتیِ خَسٌه     خِنه بساتِنه دسّه به دسّه

خدا ته جا اماره شاد هکرده      ته ور چند تا محله آباد هکرده

ته راسِِِ اوی په دییا چه خاره     دِلودبار محل، خِش ته کناره

سر بورا با بورا و مقریکلا          گِذِر کِنّی میون لَمسوکلا

تا بییکلا شونه بَیروبِن او          میون بِزروپه کیله بِزرو

دشتی خشروپه او گینِه ته جا  شونتاش دشت، سبزِ رو گینه ته جا

دشت پتروپه سبز و کرکنار سبز  سفیدطور کنار و پَمه جار سبز

"سنگ روپه" ته جا نوم بیتا نشون  پاریکلا هسه ته اویِ مدیون

کاردیکلای دشتی چه خشاله   صفا دشت کنار فکچاله

.

.

.

اَمه محله گذر کنه کلارو      او گیشتنه زنان با دس اَفتو

افتو سرگیتنه اِمونه سِره      چایی زونه  خردنه نون و کره

.

.

.

الان شب نشینی بی رنگ و بوئه   برارزا نشناسنه وِ عموئه

پئیزِ ما عروسی داشته رِواج         بَخِر بخر بیه حلوا و کماج

چرخ شاگرد دوش، اسّا اتو به دس  بالا محله جا اِمونه لس لس

صوائی تاریکی در ره زوئه در       مش جلال عمو ره دیمی دم در

.

.

جمع بینه همه پِرجایی و محلی   شینه مقریکلا تکیه پلی

گد ِتکیه، هرسال عاشورا          دسه امونه از کرکنار تا بورا

گد تکیه قدیم بیئه مکتِب          وچون ره یاد دانه کتاب و ادب

درسّه خونسّنه همه بینه ملا    شش ره گیتنه بینه گد هرجا

.

.

اِسا گِمه کلاروی بِلاره        غریب برار، سجروی بلاره