آخر چهارشنبه
چهارشنبه صوری کمه پارسال دسوری کمه
سرخی تو از من زردی من از تو
از رسمهای دیگر این روز این بود که مسافرت در این روز ممنوع بود .رفتن به بالای درخت ممنوع بود.
نویسنده:موسی قنبرزاده سماکوش
چهارشنبه صوری کمه پارسال دسوری کمه
سرخی تو از من زردی من از تو
از رسمهای دیگر این روز این بود که مسافرت در این روز ممنوع بود .رفتن به بالای درخت ممنوع بود.
نویسنده:موسی قنبرزاده سماکوش
چگونگی برگزاری کشتی لوچو
این کشتی در حالت رسمی خود در ایام بیکاری روستاییان در یک یا چند روز متوالی که ممکن است به دو هفته نیز برسد و بیشتر در اعیاد مذهبی و ملی و قبل و بعد از نشا و پس از درو کردن شالی و یا به هنگام تشکیل بازارهای محلی و عروسیها انجام می شود.برگزارکنندگان مسابقه بیشتر پیشکسوتان و ریش سفیدان هستند. که زمان و مکان مسابقه را تعیین و مقدمات آنرا به اطلاع محلات مختلف همجوار و گاهی چندین بخش و دعوت پهلوانان فراهم می کنند. هزینه برگزاری مراسم توسط اهالی یک یا چند روستا تامین و پرداخت میشود. کشتی لوچو را از یک تا سه نفر از پیش کسوتان این رشته داوری می کنند.داور یا داوران را که در وسط میدان مراقب انجام کشتی هستند و در محوطه مسابقه قدم می زنند میان مج گویند.کشتی با مراسم اولیه و مبارزه طلبی و حریف خواهی یکی از پهلوانان آغاز می شود در این کشتی هر یک از طرفین می کو شد تا یک یا چند نقطه از بدن حریف را به زمین بزنند. کشتی گیری که در خطر می افتد می تواند با زدن کف دو دست به هم از ادامه مسابقه خودداری نماید اما حق خارج شدن از زمین را ندارد. از جمله فنون رایج در این کشتی کنگپرسرین تو دست گاپ تاش گاپ غازبال پس گاپ و بال لنگ میباشد.در این کشتی هرگونه ضربه زدن به کتف گرفتن گوش یا گرفتن انگشت دست سرچنگ و کف گرگی و ضربه زدن به بدن یا سر حریف و گرفتن گوشت بدن خطا محسوب میشود .برنده نهایی این کشتی جوایز خود را که به پای چوب لوچو بسته شده برداشته و چوب لوچو را بر دوش گرفته به نشانه پیروزی همراه با اهالی روستا به محل خود میبرد. در آغاز این مسابقه ساز و دهل نواخته میشود که حالت اعلان برگزاری مسابقه را دارد.مسابقات کشتی لوچویی که در ۲۶ عید ماه در ییلاق حاجی شیخ موسی برگزار میشود از مشهورترین مسابقات در سطح شهرستان بابل و استان میباشد.
حاج محمد فیروزی فرزند عنایت الله به سال ۱۲۸۰ ش در ییلاق شیخ موسی به دنیا آمد.آموختن را در بابل فرا گرفت و در پی ادامه ی آن برآمد.با اصرار پدرش و ذکاوت او والی وقت مازندراناز پدرش خواست تا وی را وارد مشاغل دولتی کند.با اصرار والی و علی رغم میل باطنی اش تحصیل را رها کرد و از سال ۱۳۰۰ش مشغول دکار اداری شد.در سال ۱۳۰۲ نیابت حکومت و از ۱۳۰۳ تا ۱۳۰۵ حکومت بندپی را در اختیار داشت. از جمله آن سالها پیگیر در گسترش آموزش نوین برای نوباوگان منطقه بود.در این اثنا پدرش درگذشت و زندگی ایشان نابسامان شد. دلیل عمده این پریشانی چشم داشت برخی از مقامات کشور به دارایی پدرش بود.مقاومت او و تحریکات این مقامات منجر به کناره گیری او از بندپی تا۱۳۲۰ گردید.پس از خروج شاه وقت از کشور و ورود قوای بیگانه استاندار مازندران با توجه به شناختی که از ایشان داشت برای حفظ امنیت منطقه او را به عنوان بخشدار بندپی منصوب کرد که تا سال ۱۳۲۹در این سمت باقی بود.حفظ و حراست منطقه بندپی در این برهه زمانی مهم بود. در دهه ی سی با همکاری عناصر موثر در منطقه در برابر فعالیت های عمال توده دست به کار شد.در دهه ی چهل اگر چه مناصب دولتی نداشت ولی در توسعه ی عمرانی و فرهنگی به صورت درون زا گام های شایسته ای برداشت. سرانجام در زمستان ۱۳۵۱بیمار شدوپس ازمدتی بستری شدن در تهران در ۲۶ اسفند درگذشت.
اقدامات اجتماعی و امنیتی
ا- ایجاد پاسگاه بندپی ۲- دایر کردن نمایندگی اداره ی پست در گلوگاه ۳-دستگیری و توبیخ اشرار و دزدان منطقه چون حسین خان کلاگر ۴-حراست منطقه از لوث هواخواهان کمونیست با همکاری دیگر سران بندپی ۵- حفظ امنیت منطقه در شرایط بحرانی ورود متفقین و خروج رضاه شاه ۶- برخورد شجاعانه با زورگویان حتی در هر مقام و موقعیتی که بودند ۷- تلاش و پیگیری در ادامه دادن جاده حبیبی از گتاب تا گلوگاه
اقدامات فرهنگی
۱- پشتیبانی از گسترش آموزش به شیوه ی نوین در آبادی های بندپی و تهیه معلم و فراهم کردن امکانات آن۲-احداث دبستان جامی در گلوگاه که فعلا ساختمان اداره آموزش و پرورش منطقه بندپی شرقی در آن احداث شده است ۳- احیای آیین داوت و ۲۶ عیدماه در ییلاق حاجی شیخ موسی ۴- حمایت از حوزه های علمیه پادشاه امیر و حاج شیخ موسی
اقدامات در امور بهداشت
۱-فعالیت در رفع بیماری های عمومی به ویژه در ۱۳۲۵ که شیوع تب مرگ همه گیری را باعث شده بود ۲-احداث درمانگاه فیروزی گلوگاه در سال ۱۳۲۹ که از آن زمان تا حال منشای خدمات بسیاری به اهالی بود ۳- ایجاد فضایی با امکانات روز در منطقه ای که حتی جاده ی ماشین رو نداشت ۴- بازسازی درمانگاه فیروزی پس از تخریب زلزله ۱۳۳۶۵- تلاش در رفع مشکلات زلزله زدگان ۱۳۳۶ و التیام دردهای ایشان
اقدامات در بهبود کشاورزی
فعالیت های ایشان در زمینه زراعت منطقه در نوع خود بدیع و زیربنایی بود.او راهکارهایی را جست و جو کرد که کشاورزی و اقتصاد در روستاها را از نابسامانی به در آورد.
گسترش چای
از ابتکارات مرحوم فیروزی کشت چای و ترغیب کشاورزان به زراعت این محصول بود این فعالیت بی نظیر با مطالعات و مسافرت هایی به استان گیلان در ۱۳۱۲ همراه بود که علی رغم تلاش ایشان به خاطر عدم حمایت دولت و ناشایستگی سازمان های کشاورزی این زحمات بی اثر ماند.احداث کارخانه ی چوب بری و شالی کوبی و چای خشک کنی در گلوگاه برای اولین بار در بندپی .ثبت موقوفات وسیع حاجی شیخ موسی و جلوگیری از تصاحب سود جویان در پی طرح اصلاحات ارضی و ثبت املاک
دایر کردن بازار محلی یکشنبه بازار
در حوالی ۱۳۲۰ برای تمرکز دادو ستد های روستایی به ایجاد بازار محلی در کنار تکیه قدیمی روستای زوارده اقدام نمود.او از جمله انگشت شمار مفاخر منطقه است که پس از گذشت روزگاران هنوز در حافظه ی اهالی بندپی نقشی از ایشان به نیک نامی مانده است.
با همکاری اصغر کاظمی فیروزجایی
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انا فتحنالک فتحا مبینا اللهم اغفر لنا راقم الحروف کلب آستانه امامزاده واجب التعظیم محمد فیروزجایی بر حاشیه بالای بدنه جنوبی صندوق:
لا اله الا الله هو الحی القیوم ـ تا من علمه الا بما شا
بر حاشیه بالای بدنه غربی:
وسع کرسیه السموات والارض ـ تا والله سمیع علیم
بر میان بدنه جنوبی:
بسعی و اهتمام سعادت مآبان آخوند ملا خلیل الله متولی و آخوند ملا آقا متولی مزار و به حمایت طایفه فیروزجایی و به نجاری استاد عباسقلی نجارباشی تمام شد حرره ابراهیم فیروزجایی ۱۳۰۶.نیمه ای از صندوق کنده کاری دارد و خط کتیبه های ان خط نستعلیق خوش است .در ورودی بقعه دولنگه ای است و بلندی ان به ۱۱۵ سانتیمتر می رسد بر بایو ها کنده کاری و متن در قاب و گره است .بر قسمت بالایی لنگه سمت راست عبارات زیر حک شده است:
عمل استاد عباسقلی و استاد علی اکبر غفرالله
بر پاسار پایین همین لنگه:
حرره موسی ولد ابراهیم فیروزجایی فی سنه ۱۳۱۸
بر پاسار بالای لنگه سمت چپ:
نصر من الله و بشر المومنین
بر پاسار پایین همین لنگه:
البانی الحقیر آقا اکبر فضل الله کاظم بن رضا قلی .
با همکاری اصغر کاظمی فیروزجایی
نویسنده :موسی قنبرزاده سماکوش
نویسنده:موسی قنبرزاده سماکوش
نویسنده: موسی قنبرزاده سماکوش
با همکاری اصغر کاظمی فیروزجایی
سروش بلبل و کککی کوکو اتی خش دارمه دله خاطر تو
نماشون صحرا چمر لله وا اشکاری تلم کنه ونگه وا
اشکاری تلم ره بیرین بروشین طلا هایرین مه یار تن دپوشین
اونما دله خر گینه هواره دماوند کوه گینه شه سر کلاره
گالش دار سر خونه لیلی بلاره گوم بیی گلا سر دنه ونگ و واره
شاعر علی هاشمی مطلب ارسالی توسط موسی قنبرزاده سماکوش
مرغنه جدال جنگی سنگ سفال جنگی
شب اول سال به نام مرغ خوار شو مشهور بود مرغی زا می کشتند و در شکمش تخم انار و سبزیهای محلی می ریختند ویا کنار خورشت فسنجون ان را می خوردند.چند بیت شعر محلی عید نو روز:
چند روز کار داشته بوه عید نوروز نوروز خون امو سرپیش میون
نوروزی خونسه خشحال و خندون گته در انه نوروز سلطون
زرد گل جا رنگ کردنه ایوون ایوون کردنه مثل گلستون
عید روز پتی نون بیه با کوماچ رنگ بکرده مرغنه داشته رواج
عیدی دانه زن و مرد همه تایی یا اتا یک قرانی یا ده شاهی
تیرماه سیزه شو علی دنیا بمو ختم پیمبر خلف حیدر ان عرش اعلا بمو
سعی بر این بود که حتما در این شب سیزده نوع از غذا نوش جان شود.